دسته‌ها

تحقیق مقاله پروژه نظریه دونالد اولدینگ هب درباره یادگیری

 

  • نام فایل: نظریه دونالد اولدینگ هب درباره یادگیری
  • شناسه کالا: ۱۰۰۸۶
  • حجم فایل: ۶۶۶ کیلوبایت
  • فرمت: word , PDF
  • سایز کاغذ: A4 آماده کپی با هر نوع دستگاهی
  • تعداد صفحات: ۱۲ صفحه
  • صفحه آرایی: بسیار مرتب، رنگی، و قابل ویرایش
  • توضیحات ۱: قبل از چاپ، مشخصات تهیه کننده را ویرایش کنید (تهیه کننده مدیر سایت می باشد)
  • توضیحات ۲: پیشنهاد میشود از خرید این فایل از دیگر سایت های فروش پروژه های دانشجویی خوداری کنید زیرا این تحقیق را بصورت خام ، بدون ویرایش و بدون ویراستاری به شما عرضه می نمایند
  • توضیحات ۳: این تحقیق توسط مدیر سایت مرتب، صفحه بندی، فهرست گذاری، ویرایش شده و سایز صفحات آن تنظیم شده است و آماده ارائه به اساتید می باشد
  • قیمت: ۲,۵۰۰ تومان

 

مقدمه
در این مقاله سعی خواهم کرد اصول و مفاهیم نظریه هب (Donald Olding Hebb) را درباره یادگیری بیان نمایم.
نظریه هب به ما کمک خواهد کرد تا درک صحیح تری از اصول یادگیری داشته باشیم و باشناختی که از نظریه وی به دست می آوریم موفقیت ما در آموزش یادگیری کودکان و درمان سریع تر بیماران به خصوص بیماران نورولوژی نیز افزایش خواهد یافت.
محققین در ارتباط با یادگیرى نظریه هاى متفاوتى ارائه کرده اند. بى تردید همه آنها بر پاره اى از حقایق درباره فرآیند یادگیرى تأکید مى ورزند و حقایق دیگرى را نادیده مى گیرند. در مرحله فعلى از تاریخ روانشناسى، به نظر مى رسد که براى کسب درست ترین تصویر از فرآیند یادگیرى باید آماده باشیم تا آن را از زوایاى مختلف بنگریم.
یادگیرى یک اصطلاح کلى است که براى توصیف تغییرات رفتار بالقوه که از تجربه ناشى مى شوند به کار مى رود.از آنجا که اکثر رفتارهاى آدمیان یاد گرفته مى شود، بررسى اصول یادگیرى به ما کمک مى کند تا علتهاى رفتارى را درک کنیم.آگاهى از فرآیند یادگیرى نه تنها در فهم بهنجار و انطباقى به ما کمک مى کند، بلکه امکان درک بیشتر شرایطى را که منجر به رفتار ناسازگار و نابهنجار مى شود نیز به ما مى دهد، و درنتیجه روشهاى مؤثرتر درمانى را به وجود مى آورد.
به دلیل اهمیت موضوع یادگیرى و همچنین جهت درمان بسیارى از بیماران نورولوژى که فرآیند یادگیرى در آنها مختل مى شود، از میان نظریه هاى متفاوت یادگیرى تنها به نظریه یادگیرى از دیدگاه «دونالد اولدینگ هب» مى پردازیم.

هب اولین نظریه پردازى است که عمدتا بر مباحث عصبی-فیزیولوژیکى تأکید مى ورزد و همچنین نظریه او به رویدادهاى شناختى نیز وابسته است. نظریه او باعث پیوند علم عصب شناسی با روانشناسی شده است که امروزه از آن تحت عنوان “نوروپسیکولوژی” یاد می شود.
هِب در ۲۲ ژوئیه (جولاى) ۱۹۰۴ در چستر واقع در استان نوا اسکوتیاى کانادا متولد شد. او در ۱۹۲۵، درجه لیسانس خود را از دانشگاه دال هوزى دریافت کرد. هب در ایام تحصیل خود در دانشگاه مک گیل با روش پاولفى آموزش دید و پس از نوشتن رساله اش درباره کارهاى پاولف، در سال ۱۹۳۲ به اخذ درجه فوق لیسانس نائل آمد. او در سال ۱۹۳۶ درجه دکترى (Ph.D)  خود را از دانشگاه هاروارد گرفت.
هب در سال ۱۹۸۰، پس از پنج سال مطالعه بر روى بیماران (۱۹۴۲-۱۹۳۷)، به نتیجه اى درباره یادگیرى رسید که بعدها بخش مهمى از نظریه او شد:
«تجربه دردوران کودکى به طور طبیعى مفاهیم، روشهاى تفکر و راه هاى ادراک را به وجود مى آورد که بر روى هم هوش را مى سازند. صدمه وارد شدن به مغز کودک به این فرآیند لطمه مى زند، اما همان صدمه مغزى پس از بلوغ تأثیر بد کودکى را ندارد».
تا حد زیادى هب را مى توان عامل عمده اى براى مورد احترام واقع شدن تبیین هاى نوروفیزیولوژیکى دانست. هب نخستین کسى است که به دنبال یافتن وابسته هاى نوروفیزیولوژیکى پدیده هاى روانشناختى، نظیر یادگیرى، به جستجو پرداخت. در نتیجه کوشش هاى هب، روانشناسى فیزیولوژیکى امروزه بسیار معروف است و در زمینه هاى بسیارى فراتر از آنچه هب و دانشجویانش مورد مطالعه قرار دادند رفته است.
او در دانشگاه شیکاگو، هنگامى که با «لَشلى» کار مى کرد،متقاعد شد که مغز به صورت یک جعبه تقسیم پیچیده عمل نمى کند بلکه به صورت یک کل داراى ارتباط درونى کار مى کند. این مفهوم گشتالتى از مغز زمانى بیشتر تقویت شد که هب با «ویلدر پنفیلد» به فعالیت پرداخت و مشاهده کرد که نواحى بزرگى از مغز انسان را مى توان برداشت بدون اینکه در کارکرد ذهن خللى وارد آید.
هب (۱۹۴۹) نظر داد که نهضت رفتارگرایى را باید تنها اولین مرحله انقلاب در روانشناسى دانست، انقلابى که علیه مکاتب فلسفى ذهن گرایانه قدیمى تر به وجود آمده بود. بنا به اعتقاد هب، رفتارگرایى بر مطالعه عینى رفتار آشکار تأکید دارد و این کارى نیک است، اما با تأکید تنها بر مطالعه رفتار، رفتارگرایان بچه را با آب لگن به دور ریخته بودند. هب مى گفت، اکنون ما آماده ایم تا مرحله دوم انقلاب را پیش ببریم- یعنى مطالعه فرآیندهاى شناختى به طور عینى.
همانطور که قبلاً ذکر شد، هب رویکرد نوروفیزیولوژیکى را نسبت به مطالعه فرآیندهاى شناختى برگزید، اما این تنها یکى از این نوع رویکردهاست. براى هب(۱۹۵۹)، آنچه مهم است این است که مطالعه فرآیندهاى شناختى را نباید بیشتر از این نادیده گرفت. جاى خوشبختى است که بسیارى از پژوهشگران روانشناسى از پیشنهاد هب استقبال کردند. روانشناسان گشتالت، پیاژه، تولمن، بندورا و روانشناسان خبرپردازى، نظریه پردازانى هستند که فرآیندهاى شناختى را مطالعه کرده اند، اما بر خلاف رویکرد هب، ایشان بر مفاهیم نوروفیزیولوژیکى تأکید نداشته اند.

 

لطفا برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر بر روی آن کلیک کنید

 

 

2500 تومان – خرید

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما